تبلیغات
دوا و درمون

دوا و درمون
 
نویسندگان

یه مدت نبودم ، تو این مدت گاوم و سپرده بودم به مهناز خانم زن اصغر آقای همسایه. امروز که رفتم بیارمش خونه نشناختمش؛ شلوار جین و تی شرت تنگ مشکی، یه هد ست هم به گوشش. با پژمان پسر همسایه داشت پلی استیشن بازی می کرد (Need For Speed)

الان اومده میگه: "وحید جون، یه 206 ناز دیدم با رینگ اسپرت؛ بخر با بر و بچ بریم شمال عشق و حال".

منم اگه مثل اصغر بنّا تو کار بساز بفروش بودم الان 206 داشتم....




طبقه بندی: من و گاوم (وحید کبریایی)،
[ چهارشنبه 18 آبان 1390 ] [ 03:12 ق.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

.


فروش بک لینکطراحی سایت